تبلیغات
قـایـقی خواهـم سـاخـت - وای از دل مولا

قـایـقی خواهـم سـاخـت


زهرا جان!
خوب شد مسجد نمی آیی ببینی قاتلت، تازگی ها می نشیند روبرویم بیشتر...



غم فاطمیه و شهادت و داغ مادر مهربان دو عالم غم بزرگ و عظیمی است، اما برایم غم مولا سنگین تر است.
وقتی فكر می كنم مرد خیبر شكن غیور و سرآمد جنگاوران و دلیرمردان و جوانمردان، همسر جوانش را جلوی چشمش به خاك می كشند و آن بلایا را به سرش می آورند و او فقط و فقط به خاطر خدا و حفظ دین، دندان روی جگر می گذارد و به قول خودش استخوان در گلو و خار در چشم دارد، قاتلان و هتاكان همسر عزیزش را در مسجد و معابر می بیند، و بخاطر خدا سكوت می كند، غم سنگینی روی دلم می نشیند، آنجاست كه غربت مولایم بیشتر برایم محسوس می شود...
هر دو باری که نجف مشرف شدم، هربار که وارد صحن و سرای مولا شدم، فقط به یاد غمها و غربت ایشان در این روزها اشک ریختم. 
وقتی این درد دل امام علیه السلام را هنگام دفن حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها، می خوانم غم غربت مولا روی دلم می نشیند:

"سلام بر تو ای رسول خدا!
سلامی از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده،
ای پیامبر خدا صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه كم شده و توان خویشتن داری ندارم، اما برای من كه سختی جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبت تو را كشیده ام، شكیبایی ممكن است. این من بودم كه با دست خود تو را در میان قبر نهادم و هنگام رحلت، جان گرامی تو، میان سینه و گردنم پرواز كرد.
إنا لله و إنا الیه راجعون
پس امانتی كه به من سپرده بودی برگردانده شد و به صاحبش رسید، از این پس اندوه جاودانه، و شبهایم، شب زنده داری است تا آن روز كه خدا خانه ی زندگی تو را برای من برگزیند. 
به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكاری بر او اجتماع كردند.
از فاطمه بپرس و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر كه هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است، سلام من به هر دوی شما. 
سلام وداع كننده ای كه از روی خشنودی یا خسته دلی سلام نمی كند. اگر از خدمت تو بازمی گردم، از روی خستگی نیست و اگر در كنار قبرت می نشینم از بد گمانی بدان چه خدا صابران را وعده داده نمی باشد."
نهج البلاغه، خطبه 202



نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین 1392 ساعت 17:53 توسط ریحون یا زهرا |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin